السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

476

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

نمىگردد ؛ چون « سويدبن‌غفله » از تابعان مخضرم بود . خلفاى چهارگانه را درك كرده و از آنان حديث شنيده است . پس حديث كردن او از اميرالمؤمنين عليه السلام بدون واسطه ، متّصل و غير منقطع است . پس نام‌بردن ترمذى يا ديگران از « صنابحى » باعث افزايش اتّصال اسنادها مىگردد . و گويى كه نووى از اين امر غفلت ورزيده و گمان كرده مرسل است ؛ ولى حافظ علايى به اين مطلب تصريح كرده همان‌گونه كه پيش از اين دانستيد آن‌جا كه مىگويد : « روايت كسى كه صنابحى را از آن انداخته ، اشكالى بدان وارد نمىسازد ؛ چون سويدبن‌غفلة از تابعان مخضرم است كه خلفاى چهارگانه را درك كرده و از آنان حديث شنيده است ، پس نام‌بردن صنابحى ، باعث افزايش اتّصال اسنادها مىباشد . » و همين‌گونه فيروزآبادى بر اين نكته در « نقدالصّحيح » تصريح كرده است . . . راويان حديث « أنا دارالحكمة » از صحابه و تابعان پوشيده نماند كه تنها صنابحى و سويدبن‌غفله حديث « أنا دارالحكمة » را از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت نكرده‌اند ؛ بلكه گروهى از تابعان هم آن را از ايشان روايت كرده‌اند كه عبارتند از : 1 - أبوعمرو عامربن‌شراحيل شعبى ، كه ابن‌مردويه حديث او را نقل كرده است . 2 - أبوالقاسم أصبغ‌بن‌نباته تميمى حنظلى كوفى ، كه حديث او را ابونعيم در « الحلية » و جزرى در « أسنىالمطالب » نقل كرده‌اند . 3 - أبوزهير حارث‌بن‌عبداللَّه أعورهمدانى كوفى ، كه حديث او در « الحلية » و « أسنى المطالب » آمده است . هم‌چنين تعدادى از صحابه هم در روايت اين حديث از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام پيروى كرده‌اند : 1 - عبداللَّه‌بن‌عبّاس ، در حليةالأولياء آمده است : « ما را حديث كرد أبواحمد محمّدبن احمد جرجانى كه از حسن‌بن‌سفيان ، از عبدالمجيدبن‌بحر ، از شريك ، از